آقای استر عزیز،
همیشه فکر می کنم پس فرق ما با بقیه چیه، کجای کار ایراد داشته که به اینجا رسیده؟ البته … مدت هاست که به این نتیجه رسیدم که این عکس هایی که بقیه قاب می کنن و روی میز کار یا به دیوار می زنن توی 4 دیواری ما جایی ندارن.
آقای استر شاید باید کنار بیام با این داستان، شاید باید خیلی زودتر این توهم زندگی عالی و بی نقص رو کنار می گذاشتم، این تفاوت ها، نگاه ها و سکوت ها من رو می ترسونه …
آقای استر بارها و بارها به چیزهایی که خوندم فکر می کنم به انعکاس زندگی گذشته در زندگی آینده، به تلاش ها و دست و پا زدن ها برای بیرون اومدن و به جایی رسیدن و شاید آخر هم نرسیدن …
آقای استر من از تکرار می ترسم از تکرار شدن زندگی ها می ترسم …